جعفر شهرى باف

62

طهران قديم ( فارسى )

احيانا كه به ريش ميرسيدند كندن موى صورت و كار بزك و برداشتن زير ابرو و زحمات ديگر نداشته باشند ؟ ! جواب اينكه در آن زمان نه تنها ظاهر شدن زن با روى و اندام آشكار در انظار از جرائم نابخشودنى به حساب ميآمد كه تا حد كشتن و از ميان برداشتن و حتى سنگسار وى را محكوم مينمود ، بلكه باز بودن قسمتى از صورت زن نيز كمتر از اين جرم نداشت كه ظاهر شدن پشت ناخنى از اندام زن به نامحرم در حكم زنا مينمود و بلند شدن آواز و صداى او مرده‌هاى قبرستان را در گورها ميلرزانيد چه رسد به اينكه عورتى در محافل عام ، عور و آرايش كرده پايكوبى و دست‌افشانى بكند ! زن دستور بود كه بايد در هفت پرده‌ى حجاب پوشيده ، در هفتاد در و دربند مستور بوده ، باد صبا بدامنش نوزيده دست نسيم تماس به اندامش نيافته ، چشمه‌ى خورشيد نظر بر چهره‌اش نتواند داشته باشد . همچنين اين دستور كه زن در خانه نيز بايد با چادر به كار بپردازد مبادا از گوشه و كنار و منفذ و روزن نگاه كسى با وى تلاقى نمايد و بايد زن با چادر و چاقچور و روبنده و لباسهاى متعدد تا اندام واقعيش معلوم نباشد در كوچه پا بگذارد . زن و شوهر باتفاق نبايد در كوچه و بازار با هم تردد كنند كه ننگ مرد بشمار ميآمد و پسر و مادر و زن و شوهر و خواهر و برادر در كوچه نبايد بهم آشنائى دهند و صحبت كنند كه بدنامى و سرافكندگى آورده ميگفتند ناموسشان شناخته شده مردم بهم كه اين خواهر يا مادر يا زن فلان مىباشد نشانشان داده انگشت‌نمايشان ميسازند ! زن و مرد . در يك درشكه و كالسكه سوار نميشدند كه اين نيز در رديف معايب بالا بشمار ميآمد و هر يك يا هر دسته بايد مركب جداگانه اختيار كرده و آن هم دور از هم طى طريق بكنند ، چنانچه وسائل نقليه‌اى هم كه از خارج مانند واگن و قطار و كالسكه به ايران ميرسيد اين قاعده در آنها ملحوظ شده بود كه براى زنها جاى علاحده با پرده و حفاظ ميساختند . زن و مرد در مهمانىها نبايد مخلوط هم باشند و زنها در اطاق و مكان سوا و مردها بايد جاى جداگانه داشته باشند و همچنين بود سفرهء زنها كه بايد از سفرهء مردها جدا و محل خوابشان سواى از هم بوده باشد . زن در مكالمات خود با مرد نبايد با صداى واقعى خود سخن گفته بايد آن را متغيّر و با زير زبان گذاشتن چيزى مانند تكمه و انگشت‌دانه آن را نامطبوع و خلاف آن بكند و در امور ضرورى ارباب و رعيتى و نوكر خانمى و اين گونه مسائل و كارهاى اختلاف و واسطه‌گى كه مردى بخواهد واسطهء صلح ميان زن و شوهرى باشد بايد